به این وبلاگ حتما برید.حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.
www.sun-girls.blogfa.com
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 23:5  توسط صبا
|
زیباترین گلها و قشنگترین لبخندها تقدیم به کسی که نمیدونم در خاطرش موندم یا براش خاطره شدم
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:50  توسط صبا
|
ای مردم طابوتم را در جای بلندی قرار دهید تا باد بوی مرا به سوی وطنم ببرد دستهایم را بیرون بگذارید تا همه بدانند دست خالی رفته ام چشمانم را باز گذارید تا همه بفهمند چشم انتظار از دنیا رفته ام ودر اخر تکه یخی بر سر مزارم قرار دهید تا با اولین تابش نور خورشید به جای مادرم زار زار گریه کند
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 19:35  توسط صبا
|
دهانت را مي بويند
مبادا كه گفته باشي "دوستت دارم"
دلت را مي بويند
روزگار غريبي است نازنين!
و عشق را
كنار تيرك راهبند تازيانه مي زنند...
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
در اين بن بست كج و پيچ و سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان مي دارند.
به انديشيدن خطر مكن!
روزگار غريبي است نازنين!
آنكه بر در مي كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد.
آنك قصابان اند
بر گذرگاه ها
مستقر ،
با كنده و ساطوري خون آلود
روزگار غريبي است نازنين!
و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند
و ترانه را...بر دهان.
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد.
كباب قناري
بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبي است نازنين!
ابليس پيروز مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد.... احمد شاملو
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 13:23  توسط ساغر
|
سلام.
یه سوال مهم:
با این قالب وبلاگ کامل میاد یا نصفه؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 20:26  توسط صبا
|
تو در من آن تب گرمی که ابم میکند کم کم
نگاهت چون مستی خرابم میکند کم کم
منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه سنگ
که باد و آفتاب آخر خرابم میکند کم کم

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 19:12  توسط صبا
به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که میتواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:
به ادامه مطلب برید.ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 20:24  توسط ساغر
|
عشق یعنی مستی و دیوانگی یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی اشک حسرت ریختن یعنی لحظه های التهاب لحظه های مرگ و خواب عشق یعنی دریا و قطره شدن و عشق یعنی در فراغش سوختن
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 19:10  توسط صبا
|
دیروز ساعت بی قراری ام بود امروز پلک هایم خیره به در خشکیدند کسی نبود نبض دلتنگیم را بگیرد تو هیچگاه تپش قلبم را نشنیدی فردا مرا در خاک می گذارند دیگر کسی انتظار چشم هایت را نمی کشد وتو برایم تا ابد خواهی گریست ......
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 11:15  توسط صبا
|
اگه ما رو ببرن زندون و از هم جدا کنن
اما باز چشمای ما خواب کبوتر می بینه
اگه گری های ما یه عمری بی صدا بشه
یا اگه دستای ما از هم دیگه جدا بشه
اگه دستامو ببندن تو یه سلول سیاه
اگه عمر من بشه توی تنهایی تباه
باز واست ترانمو با لب بسته میخونم
همیشه بغض می کنم با لب بسته میخونم
اگه با چشمای گریون بمونم
اگه صد سال توی زندون بمونم
می نویسم رو غبار شیشه ها
تا قیام آخرت دوست دارم.
ستایش عشق
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 16:15  توسط ساغر
|
یه خبر مهم واسه جومونگ دوستا:
امشب اخبار ۲:۳۰ اعلام کرد:
جومونگ وارد ایران شده!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 22:40  توسط ساغر
|
راه پر پیچ و خمی دارد غشق که هر مویی از ان صد چین است قصه ی عشق سراسر تلخیست تلخی عشق ولی شیرین است هر که فرهاد شود در ره عشق همه کس در نظرش شیرین است تحمت کفر به عاشق نزنید عاشقی پاکترین ایین است عشق ایینه کند دلها را ای خوشا ان کس که دلش ایینه است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 18:6  توسط صبا
|
منم و چند تا قناری با یه زندگی ساده.......
یه درخت بید و سایه اش همینم برام زیاده
منم و یه آشیونه که فقط اسمشه خونه
یه نهال گل نداده همینم واسم زیاده
شده عشقم آشیونه با فضای عاشونه
این فقط عشقه که هر روز به رگام خون می رسونه
منم و یه گلدون گل روی طاقچه ی اتاقم
شده این گلدون کوچک وسعت تموم باغم
نه گله از پیش و از کم نه گله از دل پر غم
دوست دارم همینی که هست با تموم اشتیاقم
منم و چند تا قناری با یه زندگی ساده......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم به در خواست سوگل جووووووووووووووووووووووونم.البته زیاد بلند نیست
شعرش ولی خوب..........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستی به وب جدید منم برید عشق صورتی همه دوستای گلم
که این وبو لینک کردن بی زحمت منم لینک کنن.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 14:57  توسط ساغر
|
خواب دیدم که شبی رهگذری می اید شب دلتنگ مرا سرزده می اراید می رسد تا که پس از این همه دلتنگی ها گره از نبض غزل های ترم بگشاید این همه شور که در ذهن غزل های من است بوی یاسیست که از حرم تنش می اید غزلم نظر نگاهت مددی کن مرگ دارد تن خود را به تنم می ساید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 18:5  توسط صبا
|
مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.
هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام
گرفت بدانید آنجا قبر من است.
دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.
چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.
موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.
بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.
تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:56  توسط ساغر
|
در اوج یقین اگر چه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 19:57  توسط ساغر
|
سلام.
ولادت سرور و سالار شهدا امام حسین(ع)را به همه ی مسلمان جهان تبریک میگم.
و ولادت حضرت ابوالفضل العباس و امام سجاد(ع)رو هم پیشاپیش تبریک می گم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 9:35  توسط ساغر
|
گفتی تا درخشش اخرین ستاره با من می مانی ولی افسوس که اسمان تقدیر ابری شد................................
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 17:19  توسط صبا
|
تولد تولد تولدت مبارک.
سلام سلام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.
حتما می پرسید تولد کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب معلومه تولد من..............................هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.
شماهم دعوتیداااااااااااااااااااااااااااااااااا.
بفرمایید بفرمایید پایین...............
تولد تولد تولدم مبارک. هووووووووووووووووووووووووووووووو
بدو شعمارو فوت کن تا صد سال زنده باشی بدو شعمارو فوت کن تا صد سال زنده باشی

دست دست دست.
آقایون دست دست دست.
خانوما رقص رقص رقص حالا بر عکس.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 14:56  توسط ساغر
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 14:3  توسط صبا
|
ای عشق مدد کن که به سامان چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من به یار رسم یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:51  توسط صبا
|
تن تنهایی خود را بردار رهگذر خانه او رفته از این کوچه برو به دل خالی این کوچه دگر دل مسپار بر تن خشک زمان نامه حسرت ننگار از دل کوچه برو او دگر باره دلی را لرزاند خانه ای ویران کرد و از ان خانه برفت تو گرفتار نگاهش شده ای همچو یار دگری که کنون خفته بر اندیشه ی دیدارش باز منشین اینجا باز کوله بار تنهایی خود را بردار
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 16:12  توسط صبا
|
در زمستان جدایی روز و شب گویم به خویش
یاد ایامی که با هم نو بهاری داشتیم
یاد ایامی که با هم روزگاری داشتیم
الفت شب های ما روزگار از ما گرفت
ای خوش آن روزی که با هم روزگاری داشتیم
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:51  توسط صبا
|
در گذر از شهر عشق رسمی چنین دیدم لیلی ها را می خواستند به دار بکشند و مجنون ها به چهاپایه های زیر پای انها لگد میزدند
+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:44  توسط صبا
|
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان روز اول کز خاک سرشتند گلشان سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان
+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:40  توسط صبا
|
هر گاه دلتنگی ترانه هایم خواب را از چشمانت دزدید
به آسمان بنگر که میعاد گاه قلب های عاشق است
من نیز سراغ چشمانت را از آسمان می گیرم........
+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:6  توسط ساغر
|